الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

25

تفسير مجمع البيان (فارسى)

و تحرك هستند . لكن عرب ، با ذكر يك طرف قضيه ، از ذكر طرف ديگر خوددارى مىكند . علاوه بر اين قسمتى كه ذكر شده ، بر قسمت محذوف دلالت مىكند . مثل : « سَرابِيلَ - تَقِيكُمُ الْحَرَّ » ( نحل 81 ) يعنى : جامه‌هايى كه شما را از سرما و گرما هر دو حفظ مىكند ، نه فقط از گرما . پرسش چرا از ميان تمام جنبه‌هاى عالم خلقت ، تنها به حركت و سكون اشاره كرده است ؟ پاسخ علت اين است كه : حركت و سكون موجودات ، دلالت دارند بر اينكه آنها از نيستى به هستى آمده‌اند و هر چه از نيستى به هستى آمده باشد ، نيازمند خالق و صانع است . بعلاوه ، هيچ جسمى خالى از حركت و سكون نيست ؛ بنا بر اين براى حركت خود ، محتاج محرك و براى سكون خود نيازمند كسى است كه او را از حركت باز دارد و سكون بخشد ؛ زيرا نسبت جسم ، به حركت و سكون ، مساوى است و هيچكدام بدون يك علت ، عارض آن نميشود . از آنجا كه در آغاز آيه ، مطلبى را آورده بود كه نتيجهء آن اثبات صانع و آفريدگار جهان است ، در پايان آيه ، اشاره‌اى به بعضى از صفات او كرده ، ميفرمايد : وَ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ : سميع يعنى شنوا . خدا همواره سميع است ، زيرا معناى آن يكى است كه اگر موجود زنده‌اى در جهان خلقت پديد آيد ، خداوند شنواى صوت اوست . عليم ، يعنى كسى كه به تدبير عالم خلقت و هر موجودى عالم باشد . در اين آيه ، شب و روز بمنزلهء مسكن موجودات به شمار آمد ، زيرا سكون موجودات از شب و روز نيست . خداوند با همين جملهء كوتاه ، بموجودات بىشمار عالم هستى اشاره كرد و اين از فصاحت و بلاغت قرآن كريم است . شاعر عرب ، نابغه ، در شعر زير ، توانسته است بيك همچو شاهكار ادبى دست بزند : فانك كالليل الذى هو مدركى * و ان خلت ان المنتأى عنك واسع يعنى : قلمرو قدرت تو وسيع است . تو همچون ظلمت شب ، مرا فرا مىگيرى . بهر كجا فرار كنم ، از قلمرو قدرت تو خارج نميشوم .